ابتهاج تعریف میکرد: در مراسم کفن ودفن شخصی شرکت کردم ، دیدم قبل از اینکه بذارنش تو قبر ، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولات تر گوسفند ، توی کف قبر ریختن.ا
ز یک نفر که اینکار رو داشت انجام میداد،
سوال کردم که : این چه رسمی ست که شما دارید؟
گفت : توی رساله نوشته که این کار برای فرد مسلمان مستحبه و ما مدت هاست برا مرده هامون اینکار رو انجام میدیم!
میگفت که چون برام تعجب آور بود،
سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف و بهش گفتم : کجاش نوشته؟
طرف هم میره تو بخش آیین کفن و دفن میت، آورد که بفرما
دیدم نوشته کف قبر مسلمان ، مستحب است
یک وجب پهن تر باشد!

👤شفیعی کدکنی



تاريخ : چهارشنبه سی ام آذر ۱۴۰۱ | 23:29 | نویسنده : |

منشور خِرد از زبان ناصر خسرو

منشور خِرد از زبان ناصر خسرو

ناصر خسرو در قصایدی زیر عنوان «منشور خِرَد» مهم ترین تفاوت انسان با حیوانات یا جانوران دیگر را در خرد می داند و خرد هم یعنی پرهیز از کار بد.

عصر ایران - از امروز برآنیم به تناوب و غالبا همه روزه چند بیت یا چند سطر از متون کلاسیک یا معاصر ادبیات پارسی و گنجینۀ فرهنگ و هنر ایران را نقل و مفهوم امروزین واژه‌های دشوار یا کمتر رایج را هم بیاوریم و برای آن که کوتاه باشد شمار اشعار از 10 بیت فراتر نخواهد رفت و در نثر هم از یکی دو بند (پاراگراف) بیشتر نخواهد شد. چون قرار است ادامه یابد.

10 بیت از قصیدۀ «منشور خِرَد» ناصر خسرو:

1. خردمند را می چه گوید خرد؟.............. چه گویدش؟ گوید حذر کن ز بد

2. بدان وقت گوید همیش این سخن........که از بد کُنش بر سرش بر رسد

3. بر این قولت ای خواجه این بس گوا..... که جوکار جز جو همی ندرِوَد

4. نبینی که گر خار، کارَد کسی.................. نخست از نهالش مر او را خَلَد؟

5. اگر بد کنی چون دَد و دام تو............... جدا نیستی هم تو از دام و دَد

6. بدی دامِ اهریمنِ ناکس است............. به دامش درون، چون شوی باخرد؟

7. بدی مار گَرزه است، از او دور باش....... که بد، بدتر از مار گَرزه گَزَد

8. اگر هیربَد، بد بُوَد بد مکن.................. که گر بد کنی خود تویی هیربَد

9. چو لعنت کند، بر بدان، بدکُنش.......... همی لعنت او را بر تَن خود کند

10. هنر پیشه آن است کز فعل نیک....... سر خویش را تاج، خود برنهد

در بیت اول: جای «می» به خاطر شعر تغییر کرده. «‌می چه گوید» همان «چه می گوید» است: خرد (عقل) به دارندۀ خود

(‌مرد با خرد) چه می گوید؟ می گوید: از بد بپرهیز و دور باش.

در بیت دوم: همیش او را گوید به این معنی : همی او را یا همی به او و در مجموع: آدمی که کار بد انجام دهد، بد می‌بیند. (اگر امروز بود "همیش" را شاید همیشه هم می‌شد دانست!)

بیت سوم: «گوا» همان «گواه» است: هر کاری انجام دهی نتیجۀ آن را می بینی (قانون کارما در آموزه های هندویان و بوداییان این اصل را بسیار بها می دهد).

بیت چهارم: «نبینی» یعنی «آیا نمی‌دانی؟» در متون کلاسیک مثل زبان انگلیسی امروز دیدن به معنی دانستن است: اگر تیغ بکارد، وقتی بار دهد در دست خود او می‌رود.

بیت پنجم: تفاوت انسان با جانوران دیگر (حیوانات) در این است که بدی نکند. چون در صورت بدی با حیوان اعم از وحشی (دد) یا اهلی (دام) تفاوتی ندارد.

بیت ششم: بدی دامی است که بی‌خرد می‌گستراند و باخرد نباید گرفتار آن شود.

بیت هفتم: گَرزه که به صورت گُرزه هم آمده به معنی مارِ سر‌درشت است. بدی از مار سر درشت هم بدتر می‌گزد.

بیت هشتم: هیربَد، همان موبد یا روحانی زردشتی است. اگر او بد کند توجیه بدی نیست چون در این صورت مانند او هستی.

بیت نهم: آدم بد رفتار چگونه می‌تواند بدی را لعن و نفرین کند؟ چون در واقع خودش را نفرین می‌کند.

بیت دهم: هنر و کار نیک مثل تاج بر سر فرد می‌نشیند. تاجی که خود بر سر می‌گذارد.



تاريخ : شنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۱ | 22:47 | نویسنده : |