امروز با صائب تبریزی : کاش من هم طالع دیوانه‌ای می‌داشتم

گر در اقلیم رضا کاشانه‌ای می‌داشتم
در بهشت نقد اینجا خانه‌ای می‌داشتم

کرد تنهایی به من این خاکدان را دل‌نشین
می‌شدم آواره گر همخانه‌ای می‌داشتم

می‌کشیدم قامت همچون خدنگش را به بر
چون کمان من هم اگر سر خانه‌ای می‌داشتم

بی‌سرانجامی مرا دارد مسلمان اینچنین
می‌شدم کافر اگر بتخانه‌ای می‌داشتم

باعث آزادی چندین دبستان طفل شد
کاش من هم طالع دیوانه‌ای می‌داشتم

نامه اعمال را زین بیش می‌کردم سیاه
گر امید گریهٔ مستانه‌ای می‌داشتم

گرد ویرانی نمی‌گردید از جایی بلند
در خور سیلاب اگر ویرانه‌ای می‌داشتم

از نزول غم نمی‌شد خانه یک دل خراب
گر به قدر درد و غم کاشانه‌ای می‌داشتم

آنچه از خون جگر در کاسه من کرد چرخ
جمع اگر می‌ساختم میخانه‌ای می‌داشتم

می‌توانستم گره صائب به بال برق زد
گربه کشت خود امید دانه‌ای می‌داشتم


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : شنبه ششم اسفند ۱۴۰۱ | 8:21 | نویسنده : |

وطن يعني سرود مهرباني/وطن يعني شکوه همزباني

وطن منشور آزادي کوروش /شکوه جوشش خون سياوش

وطن خرم ز دين بابک پاک / که رنگين شد ز خونش چهره خاک

وطن يعقوب ليث آرد پديدار / ويا نادر شه پيروز افشار

به يک روزش طلوع مازيار است / دگر روزش ابومسلم بکار است

وطن يعني دو دست پينه بسته /به پاي دار قالي ها نشسته

 

وطن يعني هنر يعني ظرافت / نقوش فرش در اوج لطافت

وطن در هي هي چوپان کرد است /که دل را تا بهشت عشق برده است

وطن يعني تفنگ بختياري /غرور ملي و دشمن شکاري

وطن يعني بلوچ با صلابت /دلي عاشق نگاهي با مهابت

وطن يعني خروش شروه خواني / زخاک پاک ميهن ديده باني

وطن يعني بلنداي دماوند /ز قهر ملتش ضحاک در بند

وطن يعني سهند سر فرازي/چنان ستارخانش پاک بازي

وطن يعني سخن يعني خراسان/سراي جاودان عشق و عرفان

وطن گلواژه هاي شعر خيام/پيام پر فروغ پير بسطام

وطن يعني کمال و الملک و عطار/يکي نقاش و آن يک محو ديدار

در اين ميهن دو سيمرغ است در سير/ يکي شهنامه ديگر منطق الطير

يکي من را ز دشمن مي رهاند /يکي دل را به دلبر مي رساند

خراسان است و نسل سربداران /زجان بگذشتگان در راه ايران

وطن خون دل عين القضات است /نيايش نامه پير هرات است

وطن يعني شفا قانون اشارت/خرد بنشسته در قلب عبارت

نظامي خوش سرود آن پير کامل /زمين باشد تن و ايران ما دل

وطن آواي جان شاعر ماست/ صداي تار بابا طاهر ماست

اگر چه قلب طاهر را شکستند / و دستش را به مکر و حيله بستند

ولي ماييم و شعر سبز دلدار /دو بيت طاهر و هيهات بسيار

وطن يعني تو گنجينه راز /تفعل از لسان الغيب شيراز

وطن آواي جان مي پرستان /سخن از بوستان و از گلستان

وطن دارد سرود مثنوي را /زلال عشق پاک معنوي را

تو داني مولوي از عشق لبريز /نشد جز با نگاه شمس تبريز

مرا نقش وطن در جان جان است /همان نقشي که در نقش جهان است

وطن يعني سرود مهرباني/وطن يعني شکوه همزباني

وطن يعني درفش کاوياني/سپيد و سرخ و سبزي جاوداني

به پشت شير خورشيدي درخشان/نشان قدرت و فرهنگ ايران

زعطر خاک وطن گر شوي مست /کوير لوت ايران هم عزيز است

وطن دارالفنون ميرزا تقي خان/شهيد سرفراز فين کاشان

وطن يعني بهارستان مصدق/حضوري بي ريا چون صبح صادق

زخاک پاک ما پروين بخيزد/بهار آن يار مهر آيين بخيزد

که از جان ناله با مرغ سحر کرد /دل شوريده را زير و زبر کرد

وطن يعني صداي شعر نيما / طنين جان فضاي موج دريا

ز درياي وطن خيزد همي در/چو آژير و چو دريادار بايندر

وطن يعني خزر صياد جنگل/خليج فارس رقص نور مشعل

وطن يعني تجلي گاه ملت/حضور زنده ي آگاه ملت

وطن يعني ديار عشق و اميد/ديار ماندگار نسل خورشيد


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۹ | 17:26 | نویسنده : |

 

wisgoon - ویسگون - شنیدم مصرعی شیوا که شیرین بود مضمونش منم مجنون ...

شنیدم مصرعی شیوا، که شیرین بود مضمونش
منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش‌

ز عشق آغاز کن، تا نقش گردون را بگردانی
که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش


فریدون_مشیری


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : یکشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۹ | 2:42 | نویسنده : |

ما خراب غم و خم‌خانه ز می آباد است

 

ناصح از باده سخن کن که نصیحت باد است

خیز و از شعله می آتش نمرود افروز

خاصه اکنون که گلستان ارم شداد است

سیل کُهسار خم از میکده در شهر افتاد

وای بر خانه پرهیز که بی بنیاد است

بجز از تاک که شد محترم از حرمت می

زادگان را همه فخر از شرف اجداد است

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من

آنچه البته به جائی نرسد فریاد است

گفته‌ای نیست گرفتار مرا آزادی

نه که هر کس که گرفتار تو شد آزاد است

چشم زاهد بشناسائی سِرّ رخ و زلف

دیدن روز و شب و اعمی مادر زاد است

گفتمش خسرو شیرین که ای دل بنمود

کانکه در عهد من این کوه کَنَد فرهاد است

هر که یغما شنود ناله‌ی گرمم گوید

آهن سرد چه کوبی دلش از فولاد است

 

شاعر: یغمای جندقی


 


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ | 20:38 | نویسنده : |

خوش بحالم که شعرعالی شد
جای اربابِ شـــعر خالی شد

پُــرتغالیست وضع امروزم
چون تُرنج میانِ قالی شد

گیرم این عرش آسمان برسد
بحث ما هم بدین زلالی شد

مکتب شهر عدل انصاف است
مذهب شعر هم ذغالی شد

روز و شب شعر مذهبی گفتیم
گرچه لامصبی هم آلی شد

دست چندم شدست؟حساسی ؟
هر دو تــا دستتان خالی شد

پُــرتقالیست وضع اشــعارم
بختیاریست ،چار محالی شد

----------------------------------
 تشکر از دوست عزیزی که این شعر را برایم ارسال نمود 


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۹ | 18:16 | نویسنده : |
 

روزنامه خراسان: چند روز پیش پرویز پرستویی در صفحه خود شعری را به اشتباه به قیصر امین پور نسبت داد و صدای همه علاقه مندان به شعر را درآورد. نسبت دادن شعر های جعلی به شاعران بزرگ کشورمان مانند سهراب سپهری، قیصر امین پور، احمد شاملو و حتی مهدی اخوان ثالث پدیده ای است که به دلیل رشد فضای مجازی و انتشار و خواندن اشعار از این راه، بیشتر به چشم می خورد.

پویش «مبارزه با نشر جعلیات در فضای مجازی» به همین دلیل تشکیل شده و تلاش این گروه جمع آوری آثار منسوب به بزرگان ادبی و بررسی درستی یا نادرستی آن هاست. سینا بهمنش شاعر و یکی از اعضای این پویش درباره این موضوع حرف‌هایی دارد که در ادامه آن‌ها را خواهید خواند.

جعل شعر، ترور شخصیت شاعر است

اولویت با اشعاری ا‌ست که بیشتر دیده می‌شوند

پویش مبارزه با نشر جعلیات، خرداد 94 به همت جمعی از دانشجویان ادبیات فارسی، تاریخ و جامعه شناسی دانشگاه تهران تشکیل شده است و هسته مرکزی این گروه را دانشجویانی تشکیل می دهند که از نشر جعلیات در فضای مجازی نگران و از عواقب فرهنگی آن آگاه اند. سینا بهمنش به باشگاه خبرنگاران جوان می‌گوید:«با فراگیر شدن اینترنت و شکل گیری فضا‌های مجازی و گروه‌های گفت وگو، افرادی برای جذب مخاطب شروع به تولید محتوای جعلی کردند. با توجه به علاقه ایرانیان به شعر،عده‌ای در جایگاه مروج مجازی فرهنگ و ادب قرار گرفتند و عده‌ای شاعر مجازی شدند.» تاکنون 800 شعر که در فضای مجازی بیشترین تیراژ را داشته اند با روش شناسایی این پویش، مهر جعلی خورده اند.

بخشی از جاعلان، شاعران جویای نام هستند

این شاعر چند گروه را عامل جعل ادبی می‌داند. او می‌گوید:«گروه اول با هدف ایجاد خدشه بر چهره شاعران مردمی این سرزمین ورود کرده اند. گروه دوم، دنبال این لذت هستند که ببینند روز به روز بر تعداد اعضای مجازی گروه، صفحه یا کانال و بساطی که درست کرده اند، افزوده می‌شود. روش کار گروه سوم این است که زیر شعر یا متنی از خود نام شاعر بزرگی را می نویسند. بعد از یک هفته که آن مطلب به واسطه نام یک شاعر بزرگ دست به دست شد و مورد توجه مخاطبان قرارگرفت، شروع می‌کنند به بیانیه دادن که شعر مرا به نام دیگری منتشر کرده‌اند. با این روش این شائبه را به وجود می‌آورند که چون شعر آن ها در حد آثار بزرگان است چنین اشتباهی شده و با مظلوم نمایی، حس ترحم مردم ساده دل را بر می‌انگیزند.»

جعل شعر، ترور شخصیت شاعر است

بزرگان شعر هدف جاعلان شعر هستند

اعضای پویش به طور مداوم در حال بررسی گروه ها و کانال های پرطرفدار هستند. بهمنش می‌گوید :«با توجه به محدودیت زمانی و تعداد اعضای تیم اجرایی، اشعار با تیراژ بالا در اولویت هستند. بعد از این‌که شعری توسط کارشناسان پویش، جعلی تشخیص داده شد، پوستری از آن شعر با مهر جعلی تهیه و در نهایت، جعلی بودن آن شعر اعلام می‌شود.» این شاعر در ادامه می‌گوید:«جاعلان بیشتر این متون را به شاعران برجسته قدیمی نسبت می‌دهند از طرفی متاسفانه با ایجاد این تصور که آن اشعار پر از اشکال متعلق به بزرگان ادبیات کشورمان است، تصوری غلط از آن‌ها ایجاد می‌کنند و به قول سیدعلی صالحی می‌توان این عمل را به نوعی ترور شخصیت شاعران در نظر گرفت.»

شعر جعلی با مطالعه قابل تشخیص است

جعل شعر، ترور شخصیت شاعر است

با توجه به نشر بسیاری از شعرهای جعلی در فضای مجازی، مردم به صورت ناخودآگاه در روند انتشار اشعار جعلی قرار می‌گیرند. بهمنش با اشاره به شمشیر دو دم بودن فضای مجازی می‌گوید:«مطالعه مهم‌ترین روش تشخیص است. کسی که چند کتاب از آثار حسین پناهی را خوانده باشد با نوع نگرش و زبان خاص او آشنا می‌شود و وقتی نام او را زیر دلنوشته یک نوجوان ببیند، می‌تواند درباره صحت موضوع شک کند. من هنوز هم به همه پیشنهاد می‌کنم کتاب بخوانند و به اینترنت اطمینان نداشته باشند. اگر به کتاب دسترسی ندارند، لااقل به سایت‌ها و صفحات معتبر مراجعه و صحت و سقم بسیاری از شعر‌ها را بررسی کنند.»


موضوعات مرتبط: شعر ، مقاله ، گزارش

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ | 19:37 | نویسنده : |

شاعر : کوثر صارمی مقدم

------------------------

خیالی نیست

اگر مرا نشناسند ...

 همین که

 شعرهای سپید

درخت تنهای پاییز

چاده های متروک

حکایت مکرر شب

و ار همه مهمتر ،

همین که ،

چشم های تو مرا بشناسند

 برای من کافی ست ...

منبع : شعر نو

 

 


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۶ | 8:40 | نویسنده : |
به او بگویید دوستش دارم ..
به او که از سرآغاز دوست داشتنش
به خود رسیده ام!
حالا دیگر نه از بارش باران بی امان بغضم می گیرد
نه از غروبهای دلگیر جمعه خفقان می گیرم !
باور کنید!
من با او به باران و آئینه
به عشق و بیقراری دل
و شبهای پر ستاره سلام گفته ام !
من دیگر نه از دوری میترسم
و نه از نگاه سردُ بی باورش
و نه از کوچه پس کوچه های نرسیدن وخواستنش..! .

به او بگویید دوستش دارم
من ایمان دارم به روزهای خوب ،
به قرارهای شبانه خود و ماه ام ،
به گفتنی های ناگفته و
عشقی نهان در نهان پستوی خانه دل
و خورشیدی که با نگاه پر رمز و رازش
مرا هرروز به دوست داشتنش امیدوارتر می کند .

من با او به باور دل و خود رسیده ام
به دوست دارمهای نگفته و نشنیده ای
که با عریانی واژه ها بیان نمی شوند !

من ...
نه ...
شما به او بگویید دوستش دارم !


مریم غریبی


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : شنبه سی ام دی ۱۳۹۶ | 8:35 | نویسنده : |