• امروز با سعدی : عمری دگر بباید بعد از فراق ما را ، کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری
  • چون است حال بستان ای باد نوبهاری
  • کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری
  • ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن
  • مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری
  • یا خلوتی برآور یا برقعی فرو هل
  • ور نه به شکل شیرین شور از جهان برآری
  • هر ساعت از لطیفی رویت عرق برآرد
  • چون بر شکوفه آید باران نوبهاری
  • عود است زیر دامن یا گل در آستینت
  • یا مشک در گریبان بنمای تا چه داری
  • گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
  • تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری
  • وقتی کمند زلفت دیگر کمان ابرو
  • این می‌کِشد به زورم وآن می‌کُشد به زاری
  • ور قید می‌گشایی وحشی نمی‌گریزد
  • در بند خوبرویان خوشتر که رستگاری
  • زاول وفا نمودی چندان که دل ربودی
  • چون مهر سخت کردم سست آمدی به یاری
  • عمری دگر بباید بعد از فراق ما را
  • کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری
  • ترسم نماز صوفی با صحبت خیالت
  • باطل بود که صورت بر قبله می‌نگاری
  • هر درد را که بینی درمان و چاره‌ای هست
  • درمان درد سعدی با دوست سازگاری


تاريخ : شنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۱ | 8:5 | نویسنده : |